یادت باشد که اینها رموز بهتر زیستن هستند
من را خودم از خودم ساختهام... منى که من از خود ساختهام مال من است...
منى که تو از من میسازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند...
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان...
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى...
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه...
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى...
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم و من هم....
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم...
چرا که ما هر دو انسانیـــم...
این جهان مملو از انسانهاست پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد...
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم...
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگـار است...
دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند و میستایند...
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند...
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم...
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى...
مــن قابل ستایشم و تــو هم.....
یــــادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاورى
که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى همه انسان هستند
و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا...
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى...
و یادت باشد که اینها رموز بهتر زیستن هستند